فوتبال کردستان؛ از یقه‌گیری بزرگان تا لیگ بی‌نام‌ونشان

چه بر سر فوتبال کردستان آمده است؟ استانی که روزگاری یقه تیم‌های بزرگ کشور را می‌گرفت، امروز حتی در لیگ خودش نیز با کمبود نماینده روبه‌روست! فوتبال کردستان فقط یک رشته ورزشی نبود؛ بخشی از هویت و خاطرات چند نسل بود.

آبیدر

چه بر سر فوتبال کردستان آمده است؟ استانی که روزگاری یقه تیم‌های بزرگ کشور را می‌گرفت، امروز حتی در لیگ خودش نیز با کمبود نماینده روبه‌روست! فوتبال کردستان فقط یک رشته ورزشی نبود؛ بخشی از هویت و خاطرات چند نسل بود.
استانی که تیم‌هایش در دهه‌های گذشته مقابل تیم ملی صف‌آرایی می‌کردند؛ مریوان، سنندج و قروه در روزگاری که امکانات فوتبال با امروز قابل مقایسه نبود، نام کردستان را در فوتبال کشور مطرح کرده بودند.
استانی که در لیگ منتخب استان‌های کشور می‌درخشید و تیم‌هایی همچون سرباز، توحید و ساینا سنندج، فرمانداری و خورشید زریبار مریوان، آوالان کامیاران، سرانچیک قروه، پرسپولیس بیجار و نمایندگان بانه، با کمترین امکانات مالی، مقابل تیم‌های متمول و بزرگ کشور می‌ایستادند و گاهی آن‌ها را شگفت‌زده می‌کردند.
فقط کافی است بخشی از آن روزها را مرور کنیم: سرباز سنندج در سال ۱۳۶۵ به جمع چهار تیم پایانی جام حذفی رسید، فرمانداری مریوان دو بار، در سال‌های ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲، به جمع ۱۶ تیم برتر جام حذفی صعود کرد، توحید سنندج در سال ۱۳۷۰ و فرمانداری مریوان در سال ۱۳۸۲، تنها یک امتیاز با صعود به لیگ دسته اول فاصله داشتند. آوالان کامیاران سال‌ها در لیگ دسته دوم حضور داشت و نمایندگان فوتبال کردستان مقابل تیم‌هایی همچون ملوان، پرسپولیس، استقلال، سایپا، پیکان، نساجی، گل‌گهر، مس کرمان، ماشین‌سازی و استیل‌آذین قرار گرفتند.
این‌ها اتفاقات کوچکی نیستند، آن هم برای استانی که در بسیاری از آن سال‌ها، از نظر بودجه، امکانات تمرینی، زمین مناسب و حمایت مالی، قابل مقایسه با رقبای خود نبود. اما استعداد بود؛ عشق بود؛ تعصب بود؛ تماشاگر بود و مهم‌تر از همه، امید بود.
لیگ فوتبال کردستان نیز روزگاری حال و هوای دیگری داشت، سنندج، مریوان، بانه، قروه، بیجار، کامیاران و سقز برای فوتبال استان رقابت می‌کردند. از هر شهر چند تیم در لیگ حضور داشت و مسابقات در رده‌های مختلف با شور و هیجان برگزار می‌شد. اما امروز… با نگاهی به جدول لیگ استان، آدم واقعاً نمی‌داند باید تعجب کند، ناراحت شود یا نگران آینده فوتبال باشد؟
سنندج؛ شهری با جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر، تیمی در لیگ برتر استان ندارد. بیجار، بانه، قروه، کامیاران بدون نماینده؛ و در مریوان، تیمی که در لیگ حضور دارد، با همت جوانان بخش خاو‌میرآباد به میدان آمده و خود شهر مریوان نماینده‌ای ندارد. این دیگر فقط افت فوتبال نیست؛ زنگ خطر است. .
آبیدر سنندج، یکی از نام‌های ریشه‌دار فوتبال استان، امروز با همت چند پیشکسوت دلسوز و با دست خالی ادامه می‌دهد و با مشکلات شدید مالی مواجه است. شهرداری مریوان نیز در شرایطی که تیمش در کورس قهرمانی بود، در میانه راه از نظر مالی رها شد؛ و حالا حتی بحثی از ادامه تیمداری به شکل گذشته مطرح نیست. سؤال بزرگ اینجا کجا هستند؟ استاندار، فرمانداران، نمایندگان مجلس، اداره ورزش و جوانان و متولیان فوتبال استان چه برنامه‌ای برای نجات فوتبال کردستان دارند؟ چرا رشته‌ای که روزگاری باعث افتخار استان بود، امروز باید برای بقا دست‌وپا بزند؟ چرا باید اجازه دهیم فوتبال شهری مانند سنندج، با چنین جمعیتی، حتی یک تیم در لیگ برتر استان نداشته باشد؟ چرا شهرهایی مانند بانه، بیجار، قروه و کامیاران از چرخه رقابت فوتبال استان خارج شده‌اند؟ و مهم‌تر از همه چرا کسی پاسخگو نیست؟
باید از دهگلان، دیواندره، سریش‌آباد، سقز و خاو‌میرآباد مریوان تشکر کرد؛ شهرها و مناطقی که هنوز اجازه نداده‌اند چراغ فوتبال در کردستان کاملاً خاموش شود. اما آیا قرار است آینده فوتبال استان به همین شمع کم‌سو محدود شود؟ آیا کردستان دیگر استعداد ندارد؟ قطعاً دارد، جوان بااستعداد در کردستان کم نیست؛ آنچه کم است، زمین، امکانات، برنامه، حمایت و نگاه جدی است. وقتی یک نوجوان حتی فرصت حضور در یک لیگ منظم استانی را ندارد، چگونه باید کشف شود؟ وقتی تیم‌های پایه حمایت نمی‌شوند، چگونه باید بازیکن به فوتبال حرفه‌ای برسد؟ وقتی تیم‌های بزرگ شهرها یکی پس از دیگری کنار می‌روند، چگونه انتظار داریم فوتبال استان بازیکن ملی تحویل دهد؟
و سؤال دیگری که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده کردستان معادن طلا دارد، مرزهای بین‌المللی دارد، شرکت‌های بزرگ دولتی و خصوصی دارد؛ پس سهم ورزش و فوتبال از این ظرفیت اقتصادی کجاست؟ در بسیاری از استان‌ها، صنایع و شرکت‌های بزرگ بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را در ورزش و تیمداری هزینه می‌کنند.
چرا در کردستان این اتفاق به شکل جدی و پایدار نمی‌افتد؟ ورزش هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاری روی جوانان است، سرمایه‌گذاری روی نشاط اجتماعی است. سرمایه‌گذاری روی سلامت روح و جسم جامعه است. سرمایه‌گذاری برای جلوگیری از سرخوردگی نسلی است که باید آینده این استان را بسازد. فوتبال کردستان یک بار نشان داده که با کمترین امکانات هم می‌تواند مقابل بزرگان بایستد. پس مشکل استعداد نیست. مشکل، جوان کردستانی نیست. مشکل این است که سال‌هاست کسی برای نجات فوتبال استان یک نقشه راه جدی و عملی ارائه نکرده است.
فوتبال کردستان از جایی به بعد، آرام‌آرام فراموش شد؛ تیم‌ها یکی پس از دیگری کنار رفتند، شهرها از رقابت خارج شدند و شور و هیجان از سکوها و زمین‌های فوتبال فاصله گرفت. امروز اما هنوز فرصت جبران وجود دارد. اگر مسئولان بخواهند، اگر صنایع و شرکت‌های بزرگ استان پای کار بیایند، اگر باشگاه‌داری اصولی شکل بگیرد و اگر برای فوتبال پایه برنامه‌ریزی شود، می‌توان دوباره فوتبال کردستان را زنده کرد.
فوتبال کردستان روزگاری یقه بزرگان را می‌گرفت؛ حیف است امروز خودش برای ماندن در لیگ استان دست دراز کند. این نوشته فقط یک گلایه نیست؛ یک سؤال است. یک سؤال از همه کسانی که مسئولیت دارند با فوتبال کردستان چه کرده‌اید و برای نجات آن چه خواهید کرد؟ جوانان این استان هنوز فوتبال را دوست دارند. استعدادها هنوز هستند. عشق به فوتبال هنوز زنده است. فقط باید کسی چراغ را دوباره روشن کند.
امید شاداب

لینک کوتاه خبر:

http://bahez.com/?p=13115

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

آخرین اخبار