بیستمین دوره بازیهای آسیایی ناگویا در ژاپن در حال برگزاری است بایستی ورزش دوستان و علاقمندان به رشته های ورزشی در استان مهمترین رویداد ورزشی قاره کهن را در حالی به نظاره بنشینند که فقط یک ورزشکار سهم کردستان است و نبود ورزشکاران بیشتر کامشان را تلخ کرد. در جمع ۳۰۵ نفره ورزشکاران اعزامی به این رقابتها فقط نام یک ورزشکار کردستانی به چشم میخورد این زنگ هشدار و زنگ خطر ورزش قهرمانی با شدت بیشتری برای متولیان آن به صدا درآمد.
علیرغم اینکه کردستان در ادوار گذشته بازیهای آسیایی سابقه حضور ورزشکارانی در رشتههایی همچون کشتی فرنگی، بسکتبال، کبدی، هندبال، قایقرانی و بدمینتون را داشته و حتی نمایندگان استان در این رقابتها موفق به کسب مدال نیز شدهاند اما در این دوره حضوریک ورزشکار، دو داور و یک مربی تنها دلخوشی ورزش استان خواهد بود و محمد بصیر مومنی بسکتبال سه نفره ، جمیل لطف الله نسبی سرمربی شایسته و نام آور تیم ملی تنیس روی میز، سید امید شیخ احمدی داور بینالمللی و موفق ژیمناستیک استان در عرصه های جهانی و عابد رضا قلی داور بینالمللی رشته کبدی جور تمام آرزوها و آمال نوجوانان و جوانان ورزش را به دوش خواهند کشید.
بدون شک بازیهای آسیایی یا المپیک و یا مسابقات جهانی مصداق تمام عیار آیینه ورزش هر استان و هر رشته ای است و میتواند مصداق بارز و قابل اعتنایی برای واکاوی و بررسی افت محسوس ورزش قهرمانی محسوب گردد.
اینکه چه عواملی موجب شده که ورزش قهرمانی استان تا به این حد از قافله ورزش قهرمانی کشور دور ماند و با وجود اینکه اغلب استانهای مجاور تعداد قابل توجهی نماینده در جمع ورزشکاران اعزامی دارند اما کردستان چنین در جا زده و در پاره ای اوقات پسرفت داشته باشد!؟
فاصله مدالها و موفقیتهای مقطعی تا رسیدن به قهرمانی واقعی؛
یکی از آسیبهای جدی ورزش استان، گرفتار شدن در هیاهوی اغراق آمیز و بازتابهای افراطی و غیر واقعی بعضی موفقیتهای نه چندان مهم و ایجاد توقع برای تداوم آنها در میدانهای مهمتر است. به کرات انتشار و نصب بنرهای موفقیت برخی رشته ها بر در و دیوار شهرهای استان را دیدهایم اما اینکه چرا این موفقیتها به تولید قهرمان و المپین در سطح مسابقات جهانی و المپیک نمیشود، سؤالی است که مدام به ذهن علاقمندان به ورزش خطور میکند.
قهرمانی در مسابقات کشوری، کسب چندین مدال در ردههای پایه یا حتی حضور یک ورزشکار در تیم ملی، زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که پشت آن مسیر مشخصی برای ارتقای ورزشکار از رده پایه تا بزرگسالان و از سطح ملی تا آسیایی و جهانی وجود داشته باشد!
قصه پر غصه نبود حامیان مالی؛
اگر مدیران و متولیان و حتی مربیان رشته های مختلف را مخاطب عدم حضور نمایندگان استان در عرصه های بینالمللی قرار دهید و اینکه چرا ورزش استان در رسیدن به قله های موفقیت ناکام میماند بدون تردید نبود منابع مالی، اسپانسر و حامی مالی اصلیترین و فراوانترین پاسخ و توجیهی است که مورد اشاره قرار میگیرد. هر چند قطعاً ورزش استان در این زمینه با بی توجهی محض مواجه است و شعار و وعده های مسوولان عالی رتبه استان منتج به نتیجه نشده است اما اگر تنها دلیل ناکامیها و شکستها را این مورد بدانیم، دچار بی انصافی شدهایم. برای یکبار هم که شده بپذیریم نبود برنامه مدون و هدفمند در دستگاه ورزش استان و به تبع آن هیأت های ورزشی یکی از دلایل اصلی عدم رغبت حامیان مالی از ورزش استان است.
متأسفانه از دهه ها قبل روز مرگی و باری به هر جهت بودن و از همه مهمتر آفت اصلی عدم امکان تدوین یک برنامه جامع و مبتنی بر ظرفیتها و پتانسیلهای ورزش استان بوده است و در چنین فضایی قطعاً هیچ حامی مالی دولتی و خصوصی و خصولتی تمایلی و اجباری برای حمایت نمیبیند. بار و بارها در جلسات مهم ورزشی و غیر ورزشی نمایندگان هیأت های ورزشی و مدیران ورزشی چشم بسته و بدون چشم انداز مشخص فقط و فقط خواستار مشارکت و حمایت صنایع کوچک و بزرگ درون و برون استان و پرداخت سهم استان از ردیف مسوولیتهای اجتماعی شدهاند اما هیچ گاه نقشه راه و پروپوزال مشخص و قابل قبولی برای متقاعد کردن مخاطبان این موضوع ارائه نکردهاند و اگر هم مسوول غیر ورزشی اما موثر وعده ای برای تأمین این درخواستها میداد معمولاً پس از این جلسات کذایی همه چیز به فراموشی سپرده میشد و میشود تا جلسه بعد و استاندار بعد و نماینده بعد و مدیرکل بعدی و این داستان همچنان ادامه میباید.
ورزش قهرمانی؛ محصول اکوسیستم
شاید در نگاه عام قهرمان المپیک شدن و قهرمان جهان شدن و ملی پوش شدن فقط چند دقیقه و یکی دو ساعتی باشد که در قاب تلویزیون دیده میشود اما فارغ از سختی و مرارتهایی که خود فرد و مربی وی متحمل میشود بدون شک موفقیت در ورزش قهرمانی محصول همکاری یک اکوسیستم است؛ اداره کل ورزش و جوانان به عنوان متولی اصلی، هیأتهای ورزشی به عنوان تشکلی که مسیر قهرمانی را تدوین میکنند، آموزش و پرورش به عنوان خزانه نیروی انسانی و منبع استعداد، باشگاهها در قالب تشکلی با تفکر حرفه ای و تخصصی، بخش خصوصی به عنوان حمایت کننده مالی، مربیان به عنوان رکن اصلی پیشرفت فنی، خانوادهها مشوقان و انگیزانندگان ورزشکاران و رسانه ها به عنوان منعکس کننده ضعفها و قوتها، تهدیدها و فرصتها و حتی مدیریت کلان استان در جهت در تأمین زیرساختها و منابع، بخشها و حلقه های این سیستم را باید تشکیل دهند که مدیریت ورزش استان به عنوان دستگاه متولی وظیفه ایجاد هماهنگی و هم افزایی این بخشها برای تحقق آن هدف مشترک را بر عهده دارد.
ورزش دانش آموزی؛ حلقهای که نباید نادیده گرفته شود
بخش قابل توجهی از استعدادهای ورزشی بایستی در مدارس شناسایی شوند. فاصله میان «ورزش دانشآموزی» و «ورزش قهرمانی» باید به حداقل برسد. موضوعی که متأسفانه نه تنها در کردستان بلکه در کلیت ورزش کشور فراموش شده است. در چند سال اخیر هر چند شاهد درخشش و بروز تعدادی از دانش آموزان مستعد در عرصه های ملی و بینالمللی بودهایم اما تفکر و نگاه جزیره ای و بخشی حاکم بر این دو بخش مانع از استمرار درخششهای به دست آمده در میان مدت و دراز مدت شده است.
دانش آموزان موفق در مسابقات کشوری نباید رها شوند و اگر دانشآموزی در مسابقات کشوری میدرخشد، چه نهادی مسئول ادامه مسیر اوست؟ چه کسی باید او را به هیأت ورزشی معرفی کند؟ چه کسی باید روند پیشرفت او را رصد کند؟ چه کسی باید ارتباط او با باشگاه و هیأت مربوطه را برقرار کند؟ عدم پاسخ مشخص به این سؤالات، موجب شده استعدادهای ورزش دانشآموزی به جای تبدیل شدن به قهرمانان آینده، تنها به آمار افتخارات یک دوره مسابقات تبدیل شوند.
ناگویا؛ نقطه شروع
حضور یک ورزشکار استان در مسابقات آسیایی اخیر را نباید در حد یک اتفاق ناگوار تفسیر کرد و پس از چند روز و چند مطلب و تحلیل به فراموشی سپرد و چه بسا حضور اتفاقی چند ورزشکار هم اگر رخ میداد قطعاً نمیتوانست آمار قانع کننده ای برای ورزش قهرمانی استان باشد. این اتفاق هر چند ناخوشایند میتواند فرصتی برای بازنگری جدی در سیاستهای ورزش قهرمانی استان باشد و در واقع بایستی مجموعه مدیریتی ورزش استان در همه بخشها ناگویا را نه به عنوان مقصد بلکه به عنوان نقطه آغاز و مبدأ برنامه ریزی برای ۴ سال آینده قلمداد کنند.
فرزاد خاکی مدیرکل فعلی ورزش و جوانان استان در مراسم معارفهاش در تیرماه سال ۱۴۰۴ در رئوس برنامههایش وعده داد که مقدمات حضور ورزشکاران استان در المپیک جهانی و المپیک آسیایی را فراهم میکند. هر چند شاید این جمله بیشتر ناشی از فضای احساسی مراسمها تودیع و معارفه بوده و خود ایشان میدانند معرفی یک المپین و یک قهرمان جهان پروسه علمی و فنی با متغیر های مختلف است و برگزاری صرف جلسات فرمالیته و تکراری، کارگروه ها و کمیته های درون سازمانی به تنهایی نمیتواند ره به جایی ببرد و لازم است در راستای این وعده با الگوپذیری از سایر استانها برای اولین بار هم که شده ورزش قهرمانی و حرفه ای استان را در ریل واقعی خود قرار دهد.
هر چند شاید تدوین و به ثمر نشستن چنین وعدههایی به عمر مدیریتی یک مدیر ورزشی نرسد اما حداقل بهتر از آن است که به فکر راه و چاره ای برای انتساب زورکی ورزشکاران سایر استانها به کردستانی بودن باشیم و ورزشکاری که دوران نوزادی و طفولیت را در استان گذرانده باشد و اینک در کاروان اعزامی کشور قرار گرفته را محصول عملکرد خود بدانیم، داستانی که در دهه گذشته ورزش استان دچار آن شد و عضو یکی از تیمهای ملی را با پاداشهای آنچنانی متقاعد کردند تا به عنوان ورزشکار کردستانی عازم مسابقات آسیایی شود.





